تبليغاتX
عشق

عشق

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم

دیروزم گذشت

سلا م به تمامی شما دوستان خوب

احوالاتتون چطور مطوره؟

خوبین ان شاء الله ؟

منم خوبم

یعنی بدک نیستم

دیروز با برو بچ زدیم بیرون جاتون خالی خیلی خوش گذشت

می دونین من تو یه خانواده ء خیلی آزاد بزرگ شدم

خیلی راحت و آزاد بزرگ شدیم

هیچی دیگه دیروز از صبح با 4 تا از دوستام با 2 تا از پسر عمو هام با 3 تا از دوستای اونا روفتیم بیرون

اول که رفتیم کله پاچه زدیم جاتون خالی بود

البته چون من از کله متنفرم آش خوردم که خیلی هم خوش مزه بود

 

خلاصه رفتیم جاده چالوس اونجا کلی آب بازی کردیم

تو راهم که گشت رو پیچوندیم

 

راستی تصور کنید چسر عموم  bmw داره بعد دوستش رنو 

!!!!

اما اون پسره که رنو داره ها آخره مرامه 

خدایی ماهه ماه

(به چشم برادری ها)

خیلی خنده دار بود بعد ناهار جوجه زدیم

و...

والیبال و دیگه آخر حال بود

غروبم رفتیم سینما بعد رفتیم دربند اونجاهم محفل گرم بود شام زدیم  بعدشم قلیون و الانم که خونه و دیگه ...

الکی خوشیم !!

 

+ نوشته شده در  88/05/06ساعت 3:8  توسط هستی  | 

حرفهای مفهوم دار

 

‡قلب آدما مثل يه جزيره ي دور افتاده مي مونه .. اينكه كي واسه اولين بار پا به جزيره مي ذاره مهم نيست . مهم اون كسي كه هيچوقت جزيره رو ترك نميکنه......

 

اگر زني رنگ شاد بپوشد رژ لب بزند ، و کلاه عجيب و غريبي سرش بگذارد ، شوهرش با اکراه او را با خودش به کوچه و خيابان مي برد . ولي اگر کلاه کوچکي بر سرش بگذارد و کت و دامن خياط دوز تن کند شوهرش با کمال ميل او را بيرون مي برد و تمام مد ت به زني که لباس رنگ شاد پوشيده و کلاه عجيب و غريب سرش گذاشته و رژ لب زده است خيره مي شود !!!

 

 

‡ماه به من گفت،اگر دوستت به تو پيامي نمي دهد چرا ترکش نمي کني؟ به ماه نگاهي کردم و گفتم آيا آسمان تو را ترک مي کند زماني که نمي درخشي...

 

 

‡دختر از پسر پرسید : من خوشگلم؟ پسر گفت نه. دختر گفت منو دوست داری؟ پسر گفت نه. دختر گفت اگه من بمیرم برام گریه میکنی ؟ پسر گفت اصلاً. دختره اشک تویه چشماش جمع شد. پسره دختر رو بغل کردو بهش گفت تو خوشگل نیستی زیباترینی . تورو دوست ندارم چون عاشقتم . اگه بمیری برات گریه نمیکنم چون منم میمیرم...

 

 

+ نوشته شده در  88/05/03ساعت 4:6  توسط هستی  | 

حتما این و بخو نید

‡روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند. براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است. براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم...

+ نوشته شده در  88/04/14ساعت 2:34  توسط هستی  | 

‡عشق چيست ؟ از استاد ديني پرسيدند...عشق چيست...گفت...مکروه است.....از استاد هندسه پرسيدند...عشق چيست...گفت...نقطه اي كه حول نقطه ي قلب جوان مي گردد.....از استاد تاريخ پرسيدند...عشق چيست...گفت...سقوط سلسله ي قلب جوان.....از استاد زبان پرسيدند... عشق چيست...گفت...همپاي لاو است.....از استاد علوم پرسيدند... عشق چيست...گفت... عشق تنها عنصري است كه بدون شعله مي سوزد.....از استاد رياضي پرسيدند... عشق چيست...گفت... عشق تنها عددي است كه پايان ندارد.....

+ نوشته شده در  88/04/14ساعت 2:32  توسط هستی  | 

زندگی:

 

زندگی خط فقر.گذرگاه نامردیها.پل هراس.شروع تمام بدبختیها.آسمانش سیاه.شبش تاریک.روزش سیاه تر از تاریکی.آدمهایش نفرین شده.محبتش فراموش شده.روحش به زنجیر کشیده شده.صدایش بغض.نگاهش فریاد.نیازش مرگ.این واپسین دم حیات.گود اعتیاد.وصلت با بی نیازی.پیوند با ایدز.تولد کودکان فاسد.مرگ تدریجی حیات.قلب بی حال زمان.فاجعه ی روزهای انتظار.میراث جنگ ستارگان.زندگی هیچ.معنایش هیچ.آدمهایش پوچ.فردایش پوچ.و من در هیچش هم پوچ.و این چنین است زندگی.

 

 

+ نوشته شده در  88/04/14ساعت 2:29  توسط هستی  |